قهرمان ميرزا عين السلطنه
1118
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
پنج حاكم طهران طهران ما امسال پنج حاكم به خود ديد . اول سال نايب السلطنه ، بعد صديق الدوله ، بعد فرمانفرما ، بعد نصرت السلطنه . نير الدوله حاكم پنجم است . ناهار را زودتر خورده با افخم الدوله و ميرزا ابراهيم كالسكه نشسته حضرت عبد العظيم مشرف شديم . امروز هوا فى الجمله بهتر است . شدت سرما شكسته ، مىشود در حياط راه رفت و در آفتاب بدون آتش نشست . وسط راه كالسكه را نگاه داشته ميرزا ابراهيم را خواستيم بيرون كنيم به هزار مرافعه ده شاهى داد كه بيرون نرود . خيلى مزه داشت . جمعيت زياد بود . معتضد السلطنه و آقاى عماد السلطنه تشريف داشتند . زن و مرد زياد بود . آنقدر كالسكه و درشكه جمع شده بود كه عبور بهشدت تمام سخت و صعب بود . ماشين لا ينقطع مىآمد . تماشاى زيادى كرديم . غروب منزل رسيديم . روز خوشى بود . پنجشنبه 24 - نزديك ماه رمضان است . بناى مهمانيها را مىگذاريم . يك روز عصر خانهء پسرهاى ركن الدوله رفتيم ، امروز را هم خانهء تاج الدين ميرزا . چند فقره عرايض به ديوانخانه كردهايم ابدا اعتنائى نكرده . دو نفر از دست عيال صنيع الملك دوم عرض كردهاند ، همهروزه فراش و مأمور مىآيد . محمد ميرزا هم ماشاء الله خيلى بيكاره و بىحقيقت است . هوا بسيار خوب شده ديگر برف و بارانى نيامد . سرما خيلى كم شده . شب يكشنبه 27 را خانهء فرمانفرما از اول شب دعوت كردهاند . مهمانى فرمانفرما شنبه 26 - منزل بودم . بيكارى خيلى اذيت مىكند . يك ساعت و نيم به غروب مانده خانهء معتضد السلطنه رفته ، قدرى گذشت به اتفاق پسرهاى ركن الدوله آمدند . از صبح خانهء شعاع الدوله دعوت داشتهاند ، نماز كرده در كالسكه نشسته به خانهء فرمانفرما رفتيم . خيلى نزديك است . تا دم پلهء عمارت با كالسكه رفته از پله بالا رفتيم . فرمانفرما همانجا ايستاده بود . دست داده خيلى گرم پذيرائى كرد . پيشخدمتها پالتوها را گرفته با خود فرمانفرما به اطاق سالون داخل شديم . تعارف كرده جانشان داد و رفت . جمعا كنار بخارى نشستيم . نزديك بخارى ديگر عميد الدوله ، مؤيد الدوله و ديگران نشسته بودند . كمكم مدعوين آمدند . اطاق گرم بود . بالاى اطاق رفتيم . حوزهاى از جوانها تشكيل يافته شد . بعضى از جوانها [ را ] كه جاى ديگر بودند صدا كرده گرد خود جمع كرديم .